۱) برای ترجمه مترجم باید نه فقط به زبان مقصد بلکه به زبان مبدا مسلط باشد
۲) برای ترجمه مترجم باید بر موضوعی که ترجمه می کند اشراف داشته و نسبت به آن از آگاهی بالایی برخوردار باشد
۳) برای ترجمه مترجم باید از الگوهایی مناسب و از ابزارهایی لازم(فرهنگ ها و واژگانی تدوین شده به وسیله متخصصان دیگری که سازندگان برابر نهاده ها و واژه ها هستند) برخوردار باشد
۴) برای ترجمه، مترجم باید دارای یک استراتژی باشد که این استراتژی خود از یک منطق علمی از نیازهای یک علم بنا بر موقعیت آن علم در جامعه مربوطه تعیین شده باشد; و سرانجام
۵) برای ترجمه، مترجم باید «مترجم» باشد. شاید این جمله آخر از جملات پیشین بدیهی تر بیاید ولی به همین نسبت نیز بیشتر دیده نمی شود یا نادیده گرفته می شود: ترجمه نوعی فناوری ذهنی بسیار پیچیده است که نه فقط نیاز به تمرین و تداوم زمانی در کنشگر آن دارد بلکه باید آموزش لازم و دراز مدتی را نیز برای آن دید. به عبارت دیگر هر کس که زبان مبدا یا زبان مقصد را به طور کامل و با اشراف کامل نیز بداند، لزوما نمی تواند مترجم شود، در کشور ما: هرچیزی، به دست هر کس، برای هر مخاطبی در هر قالبی و اضاقه کنیم با هر کیفیتی ترجمه شود، بدون آنکه هیچ یک یا تقریبا هیچ یک از شرایط بدیهی پیش گفته رعایت شود. در حقیقت بازار و تنها بازار، و مد های روشنفکرانه و الزامات «استادانه» معیارهای انتخاب ترجمه و انتشار هر چیز به نام ترجمه در کشور ما بوده اند و اگر قرار بر آن بود یا باشد که روزی تمامی ترجمه ها با دقتی موشکافانه به زیر ذره بین گذاشته شوند، شاید بتوان ده ها جلد کتاب درباره ضرباتی که مترجمان بر پیکر نحیف متون وارد کرده اند منتشر کرد.
چه بسیار نویسندگانی که پیش از آنکه در زبان فارسی به دنیا بیایند در این زبان «به قتل رسیده اند» و چه بسیار نویسندگانی که « سر حادثه و تصادف» بخت بلندی داشته اند و مترجم با انصاف و با سوادی به سراغشان رفته است و در نتیجه تولیدی شادمانه و حیاتی پر تداوم در این زبان را تجربه کرده اند. شاید زمان آن رسیده باشد که به تدریج این رسم «من در آوردی » را به کنار بگذاریم و جدی تر با این فرایند اساسی و تعیین کننده در تاریخ انتقال علوم و دانش بشری روبرو شویم. و البته راه حل پیشنهادی ما بی شک آن نخواهد بود که فقط کسانی دست به ترجمه بزنند که به مقام استادی در این رشته رسیده اند زیرا برای رسیدن به این مقام نیاز به یک عمر تمرین و تلاش و کوشش وجود دارد، و اگر منطقمان این باشد، خود را اسیر دایره ای بسته کرده ایم. بحث صرفا در همان سئوال اولیه است که یک بار دیگر در انتها اما این بار به صورت باز هم منفی از زاویه ای دیگر تکرارش می کنیم تا در فرصتی دیگر به این بحث بازگردیم: «هر چیزی را نباید هر کسی، برای هر مخاطبی، و در هر قالبی ترجمه کند» و شاید بد نباشد که از تجربه دیگران و متخصصان هر رشته نیز بهره ای ببریم و سر در آستین یک تنه به پیش نتازیم.
به گزارش خبرنگار مهر، آزمون زبان GRE) SUBJECT) در 21 آبان ماه (21 نوامبر 2011) و آزمون زبان GRE) GENERAL) در 28 آبان ماه (19 نوامبر 2011) برگزار می شود.
سازمان سنجش آموزش کشور در خصوص ثبتنام در آزمون یادآور شده است که داوطلبان متقاضی شرکت در این آزمونها می توانند از روز یکشنبه 6 شهریور با مراجعه به سایت مربوطه در این آزمون ها ثبت نام کنند.
داوطلبان می توانند با مراجعه به سایت اینترنتی سازمان سنجش در قسمت مربوطه به آزمون زبان GRE به نشانی اینترنتی http://ets.sanjesh.org در این آزمون زبان ثبت نام کنند.
آن دسته از داوطلبانی که دسترسی به کارتهای اعتباری خارج از کشور MASTER CARD,VISA… دارند، می توانند به صورت ONLINE به سایت ETS به نشانی WWW.ETS.ORG/TOEFL مراجعه کرده و در آن ثبت نام کنند.
این دسته از داوطلبان لازم است تا 10 روز قبل از تاریخ آزمون، فرم تقاضانامه مندرج در سایت این سازمان به نشانی http://ets.sanjesh.org را تکمیل و یک قطعه عکس (تمام رخ مربوط به سال جاری) را نیز از طریق سایت مورد اشاره ارسال کنند.
تاریخ ثبتنام در آزمونGRE) GENERAL) که در 22 بهمن ماه 90 برگزار خواهد شد، در فرصت بعدی اعلام می شود.
When you apologize it doesn't mean that you were WRONG and she/he was RIGHT, it means your relationship matters more than your pride.
عذر خواهی همیشه بدان معنا نیست که تو اشتباه کردهای و حق با آن ديگري است.
گاهي عذر خواهی بدان معناست كه آن رابطه بيش از غرورت برايت ارزش دارد
1- آزمون KET:
KET مخفف عبارت (Key English Test)، آزمونی در سطح مبتدی می باشد که توانايی افراد را در زمينه گفتاری و نوشتاری زبان در سطح مقدماتی و روزمره می سنجد.دو نوع آزمون KET وجود دارد. نوع اول ويژه بزرگسالان و نوع دوم KET ويژه مدارس می باشد.
هردو آزمون از يک قالب و درجه سختی سوال پيروی می کنند. تنها فرقشان در اين است که در آزمون مربوط به مدارس، محتوا و نوع موضوع های مورد آزمون با توجه به سن، علايق و تجارب دانش آموزان انتخاب شده است.
2- آزمون PET:
PET مخفف عبارت ( Preliminary English Test )، آزمونی در سطح متوسط می باشد که توانايی افراد را در هر چهار مهارت زبانی شامل خواندن، نوشتن، شنيدن و صحبت کردن می سنجد.
آزمون PET نيز در دو شکل ارائه می شود. نوع اول ويژه بزرگسالان و نوع دوم ويژه مدارس میباشد. تنها فرق اين دو آزمون در انتخاب محتوا و موضوعات مورد آزمون PET ويژه مدارس می باشد که سعی گرديده از موضوعات و مفاهيمی که مورد علائق و تجربه دانش آموزان بوده استفاده گردد.
3- آزمون FCE:
FCE مخفف عبارت ( First Certificate in English )، آزمونی در سطح فوق متوسط می باشد. FCE آزمونی ايده آل برای افرادی است که می خواهند انگليسی را در محيط کار و يا در محيطی آموزشی بکار برند.
4- آزمون CAE:
CAE مخفف عبارت ( Certificate in Advanced English )، آزمونی در سطح پيشرفته می باشد که رسماً توسط دانشگاهها، کارفرمايان و دولتها در سراسر جهان به رسميت شناخته می شود.
5- آزمون CPE
CPE مخفف عبارت ( Certificate of Proficiency in English ) می باشد، اين آزمون پيشرفته ترين آزمون عمومي زبان انگليسی است. افرادي که قصد استفاده از زبان انگيسی در زمينه های حرفه ای و آموزشی را دارند در اين آزمون شرکت می نمايند.
| ردیف | نام دانشگاه | مقطع تحصیلی قابل ارزشیابی از نظر وزارت علوم ایران |
| 1 | University of Malaya | در کلیه مقاطع |
| 2 | National University of Malaysia | در کلیه مقاطع |
| 3 | University of Science Malaysia | در کلیه مقاطع |
| 4 | University of Technology Malaysia | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری |
| 5 | University of Putra Malaysia | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری |
| 6 | University of Technology Mara | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری (فقط در شعبه کولالامپور ) |
| 7 | University of Malaysia Sarawak | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در رشته های (Engineering, Resource science and Technology, Economic and Business) |
| 8 | University of Malaysia Sabah | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری |
| 9 | Northen University of Malaysia | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری |
| 10 | International Islamic University of Malaysia | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری |
| 11 | شعبه دانشگاه ناتینگهام انگلستان در مالزی | صرفاً در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری |
| 12 | UPSI | مقطع کارشناسی ارشد در کلیه رشته ها و مقطع دکتری صرفاً در رشته های Education و زبان انگلیسی |
| 13 | UTN | مقطع کارشناسی ارشد و دکتری صرفاً در رشته های مهندسی |
| 14 | Universiti Teknologi Petronas | مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در کلیه رشته ها و مقطع دکتری صرفاً در رشته های مهندسی شیمی، نفت و مکانیک |
| 15 | U.C.T.I | صرفاً مقطع کارشناسی ارشد در رشته مهندسی نرم افزار |
| 16 | MSU | صرفاً مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت |
| 17 | Universiti Tun Abdul Razak | صرفاً مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت و آموزش (Education) |
نرخ ترجمه
نرخ ترجمه به عوامل زیر بستگی دارد :
- تعداد کلمات هر صفحه
- پیچیدگی متن ( تخصصی یا عمومی بودن )
- انگلیسی-فارسی یا فارسی -انگلیسی( نرخ این نوع ترجمه بیشتر است )
- فوریت ترجمه ( کوتاهی مدت زمان ترجمه باعث افزایش نرخ می گردد )
- تایپ و ویرایش ترجمه هم به افزایش نرخ ترجمه کمک می کند
ترجمه انگلیسی-فارسی هر صفحه متن تخصصی ( ۲۰۰ کلمه ) ۷۰۰۰ تومان
ترجمه انگلیسی-فارسی هر صفحه متن عمومی ( ۲۰۰ کلمه )۴۰۰۰ تومان
ترجمه فارسی-انگلیسی هر صفحه ( ۲۰۰ کلمه ) ۹۰۰۰ تومان
ترجمه شفاهی ۸ ساعت کاری ۱۰۰ الی ۱۵۰ هزار تومان
مترجم حضوری در سفر هر روز کاری ( ۸ ساعت ) ۵۰۰۰۰۰ تومان
ترجمه نوار و فیلم عمومی هر دقیقه ۳۰۰۰ تومان - تخصصی ۵۰۰۰ تومان
هزینه ویرایش ترجمه به فارسی هر صفحه ( ۲۰۰ کلمه ) تخصصی ۴۰۰۰ تومان
نرخ تایپ :
تایپ هر صفحه انگلیسی ۷۰۰ تومان
تایپ هر صفحه فارسی ۵۰۰ تومان
چاپ هر صفحه ۵۰ تومان
مروری بر دیدگاه والتر بنیامین در "نظریه ترجمه" / آیا ترجمه نمیتواند ارزش متن اصلی را
داشته باشد؟
به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب...
اين ساختارهای بيگانه حتی در ترجمهی فيلمهای خارجی نيز وارد شده است و مردم هر روز و هر شب آنها را از تلويزيون میشنوند و در نتيجه، گاهی در سخنان افراد عادی نيز بازتاب يافته است. اگر اين کار همچنان ادامه يابد، حتی اگر برای همهی واژههای بيگانه برابرهای فارسی بگذاريم، پس از اندکی با جملههايی رو به رو میشويم که ساختار زبان فارسی را ندارند.
در ادامه نمونههايی از اين نادرستنويسیها میآيد.
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
ادامه مطلب...
به تعبیر یكی از دوستانم جامعه ما امروزه نه تنها اسیر «بداخلاقی» بلكه از آن وحشت انگیزتر آنكه گرفتار «بی اخلاقی» شده است با این توضیح كه در جامعه ما، مثل هر جامعه بشری دیگری، نه تنها رفتار و اعمال غیراخلاقی و برخلاف اصول اخلاقی دیده می شود و این تا حدودی طبیعی و از شئونات حیات اجتماعی است بلكه آنچه محل نگرانی است بی تفاوتی جامعه نسبت به نقد اخلاقی اعمال و رفتاری است كه برخلاف شئونات و ارزش های اخلاقی صورت می پذیرد.
در جامعه ای كه اسیر «بی اخلاقی» می شود دیگر میان خدمت و خیانت، خودخواهی و فداكاری، راستی و دروغ و صداقت و ریا فرقی وجود ندارد و جامعه نسبت به رعایت یا زیر پا گذاشته شدن ارزش ها بی تفاوت بوده، از خود عكس العملی نشان نمی دهد. آنچه خوف برانگیزتر است این است كه این آفت به جامعه علمی و آكادمیك و نیز روشنفكری ما سرایت كرده است. از نمونه های بارز آن در عرصه ترجمه آثار هایدگر است.
در این اواخر پاره ای از آثار هایدگر به فارسی ترجمه شده است كه نمایانگر نهایت ضعف و انحطاط فرهنگی و آكادمیك جامعه ماست. عجیب است! در جامعه ما آثاری به نام ترجمه آثار هایدگر ترجمه می شود كه گاه بیش از ۹۰ درصد كتاب، نه غلط بلكه اساساً بی معناست تا آنجا كه حتی این آثار از قابلیت نقد و بررسی شدن نیز برخوردار نیستند.
برای مثال در عبارات این ترجمه ها فعل لازم به همراه مفعول به كار رفته است یا آنكه فعل جمله متعدی است اما جمله فاقد مفعول است و یا با ضمایری روبه رو می شوید كه فاقد هر گونه مرجع ضمیری است و ...
سئوال من از آن دسته عزیزانی كه دست به ترجمه آثار هایدگر می زنند این است كه به راستی آنان با چه هدف و انگیزه ای به این گونه ترجمه ها مبادرت می ورزند. بنده یقین دارم كه پاره ای از مترجمین حتی خودشان نیز نمی توانند معنا و مراد خویش را از عبارات فارسی ترجمه خودشان بیان كنند. كافی است یكی، دو بار مترجمین این گونه آثار به برخی مجامع علمی و دانشگاهی دعوت شوند و از آنان خواسته شود تا خودشان معنا و مفهوم كتابی را كه ترجمه كرده اند بازگو نمایند. آیا به راستی آنان از عهده این امر برخواهند آمد؟ بنده حقیقتاً تردید دارم. آیا این گونه ترجمه های نامفهوم را باید خدمتی به زبان فارسی و جامعه فلسفی و فكری ایران دانست یا آنها را باید به منزله محروم كردن یك ملت بزرگ از پاره ای اصیل ترین آثار فلسفی و نظری تلقی كرد؟ من از همه مترجمان، ناشران و دست اندركاران امر كتاب عاجزانه استدعا دارم كه امر كتاب را امری جمعی و فرهنگی در اصیل ترین معنای كلمه تلقی كرده و بدون مشورت با صاحب نظران در هر رشته امر ترجمه یا حتی تألیف را چنین به سخره نگیرند. پرواضح است كه این سخن درباره همه مترجمین و ناشران اصیل صادق نبوده و نیست. همچنین جای بسی تعجب است كه چرا روشنفكران و دانشگاهیان در برابر این گونه قتل عام آثار اصیل، كه به نام ترجمه در كشور ما صورت می گیرد، هیچ واكنشی از خود نشان نمی دهند.
زاویه نگاه این عاشقک و معشوقک به رویداد عاشقانه شان، از زاویه هرمنوتیکی قابل تحلیل است.
شعر حمید مصدق:
تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت
جوابیه فروغ فرخزاد:
من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت!
وه! که این جواب چقدر زیبا بود...
هر یک از دو عاشقک و معشوقک این اشعار، با توجه به پیش فرض هایشان، تحلیلی درست از واقعه داشتند.
لذا قضاوت هر کدامشان، فی حد نفسه صحیح است اما در عالم واقع چطور؟ اینجاست که دانش هرمنوتیک و علم روایت Hermeneutics & Narratelogy با هم گره می خورند.
به راستی چرا تصویر ذهنی و قضاوت عقلی ما درباره آن عاشقک و معشوقک، پس از خواندن شعر اول، متفاوت از تصویر و قضاوتمان پس از خواندن شعر دوم است؟ آیا جز به آن دلیل است که هیچ کدام از این دو شعر، بیان واقعه نیستند بلکه هر دو تفسیر روایت گونه از واقعه اند؟ آیا اصلا ما در مواجهه با متون، با چیزی به جز همین تفسیرها مواجهیم؟ (به یاد سخن نیچه).
منبع:http://hermeneutics.blogfa.com
برگي ديگر از دفتر روزگار ورق خورد،
برگ ديگري از درخت زمان بر زمين افتاد،
سالي ديگر گذشت
روزهايتان بهاري و بهارتان جاودانه باد


